| absinthe, "essence of wormwood," from L. absinthum, from Gk. apsinthion, perhaps from Persian (cf. Pers. aspand, of the same meaning). | espand | اسپند | |
| نقره | argent, from PIE *arg-ent- (cf. Avestan erezata-, O.Pers. ardata-, Armenian arcat, O.Ir. argat, Breton arc'hant "silver"), from base *arg- "to shine, white," thus "the shining or white metal, silver" (cf. Gk. argos "white," arguron "silver;" Skt. arjuna- "white, shining," rajata- "silver," Hittite harki- "white"). | rooz, rowshan | روز - روشن |
| deceive, deceit, from L. decipere "to ensnare, take in," from de- "from" or pejorative + capere "to take" | dasiseh | دسیسه | |
| fraud | farib | فریب | |
| honor, "glory, renown, fame earned," from Anglo-Fr. honour, from O.Fr. honor, from L. honorem (nom. honos) "honor, dignity, office, reputation," of unknown origin. | honar | هنر | |
| آزار کردن | obsess, from ob- against + sedēre to sit | waswas | وسواس |
| soar, from V.L. *exaurare "rise into the air," from L. ex- "out" + aura "breeze, air." | sar, sor | سر | |
| star, aster, from PIE *stere- "to spread, extend, stretch out", Avestan star- "to spread out, stretch out;" | akhtar, setareh | اختر - ستاره - گستره | |
| toss, dice | tas | تاس |
English Persian equivalent words with similar pronunciation using loan words as a clue
Monday, January 11, 2010
واژگان نو
Subscribe to:
Post Comments (Atom)
11 comments:
I just discovered the website who writes about
many
home based business opportunity
If you want to know more here it is
home business opportunity
www.home-businessreviews.com
ـ از عربی: فارسی (که پارسی بوده است)، خندق (که کندک بوده است)، دهقان (دهگان)، سُماق (سماک)، صندل (چندل)، فیل (پیل)، شطرنج (شتررنگ)، غربال (گربال)، یاقوت (یاکند)، طاس (تاس)، طراز (تراز)، نارنجی (نارنگی)، سفید (سپید)، قلعه (کلات)، خنجر (خون گر)، صلیب (چلیپا) و بسیاری از واژههای دیگر.
ـ از روسی: استکان: این واژه در اصل همان «دوستگانی» فارسی است که در فارسی قدیم به معنای جام شراب بزرگ و یا نوشیدن شراب از یک جام به افتخار دوست بوده است که از سدهٔ ١۶ میلادی از راه زبان ترکی وارد زبان روسی شده و به شکل استکان درآمده است و اکنون در واژهنامههای فارسی آن را وامواژهای روسی میدانند. سارافون: این واژه در اصل «سراپا» ی فارسی بوده است که از راه زبان ترکی وارد زبان روسی شده و واگویی آن عوض شده است. اکنون سارافون به نوعی جامهٔ ملی زنانهٔ روسی گفته میشود که بلند و بدون آستین است. پیژامه: همان « پایجامه» فارسی است که اکنون در زبانهای انگلیسی، آلمانی، فرانسوی و روسی pyjama نوشته شده و به کار میرود و آنها مدعی وام دادن آن به ما هستند.
واژههای فراوانی در زبانهای عربی، ترکی، روسی، انگلیسی، فرانسوی و آلمانی نیز فارسی است و بسیاری از فارسی زبانان آن را نمیدانند. از آن جملهاند:
ـ کیوسک که از کوشک فارسی به معنی ساختمان بلند گرفته شده است و در تقریباً همهٔ زبانهای اروپایی هست.
ـ شغال که در روسی shakal، در فرانسوی chakal، در انگلیسی jackal و در آلمانیSchakal نوشته میشود.
ـ کاروان که در روسی karavan، در فرانسوی caravane، در انگلیسی caravan و در آلمانی Karawane نوشته میشود.
ـ کاروانسرا که در روسی karvansarai، در فرانسوی caravanserail، در انگلیسی caravanserai و در آلمانیkarawanserei نوشته میشود.
ـ پردیس به معنی بهشت که در فرانسوی paradis، در انگلیسی paradise و در آلمانی Paradies نوشته میشود.
ـ مشک که در فرانسوی musc، در انگلیسی musk و در آلمانی Moschus نوشته میشود.
ـ شربت که در فرانسوی sorbet، در انگلیسی sherbet و در آلمانی Sorbet نوشته میشود.
ـ بخشش که در انگلیسی baksheesh و در آلمانی Bakschisch نوشته میشود و در این زبانها معنی رشوه هم میدهد.
ـ لشکر که در فرانسوی و انگلیسی lascar نوشته میشود و در این زبانها به معنی ملوان هندی نیز هست.
ـ خاکی به معنی رنگ خاکی که در زبانهای انگلیسی و آلمانی khaki نوشته میشود.
ـ کیمیا به معنی علم شیمی که در فرانسوی، در انگلیسی و در آلمانی نوشته میشود.
ـ ستاره که در فرانسوی astre در انگلیسی star و در آلمانی Stern نوشته میشود. Esther نیز که نام زن در این کشورهاست به همان معنی ستاره است.
برخی دیگر از نامهای زنان در این کشورها نیز فارسی است، مانند:
ـ Roxane که از واژهٔ فارسی رخشان به معنی درخشنده است و در فارسی نیز به همین معنی برای نام زنان روشنک وجود دارد.
ـ Jasmine که از واژهٔ فارسی یاسمن و نام گلی است.
ـ Lila که از واژهٔ فارسی لِیلاک به معنی یاس بنفش رنگ است.
ـ Ava که از واژهٔ فارسی آوا به معنی صدا یا آب است. مانند آوا گاردنر.
ـ واژههای فارسی موجود در زبانهای عربی، ترکی و روسی را به دلیل فراوانی جداگانه خواهیم آورد.
http://aidin7-aidin7.blogspot.com/2010/03/blog-post_29.html
براستیکه این تارنما از بهترین و آموزنده ترین صفحهای پارسی است که تاکنون در اینترنت به آن برخورده ام. امیدوارم همچنان این معجزه غیر قابل باور ادامه پیدا کند.
آیا شما هم ارز واژۀ "اطمینان" را در پارسی میدانید؟ میشود لطف کنید و آنرا در تارنما قرار دهید؟ سپاس
http://dusunce.blogfa.com/post-700.aspx
http://www.jamejamonline.ir/papertext.aspx?newsnum=100898538974
يادمه history و story و اسطوره رو داشتى ولى نمىدونم esotery رو هم دارى يا نه، به خصوص که به اساطير هم شبيهتر است.
pour پر (کردن)
Nazar Amulet
آیا شما هم ارز واژۀ "اطمینان" را در پارسی میدانید؟ میشود لطف کنید و آنرا در تارنما قرار دهید؟ سپاس
باور ، بی گمانی
Post a Comment